تبليغاتX
جهان سرگشته

 

مقیاس پذیری فرهنگها بر اساس عقلانیت

آیا می توان فرهنگها را با هم مقایسه کرد؟ آیا می توان فرهنگی را پست و فرهنگ دیگری را والا دانست ؟ آیا عنصر فرهنگی که در یک جامعه مناسب تشخیص داده شد قابل تجویزبه فرهنگهای دیگرهم هست؟ آیا می توان عناصرفرهنگی را ازفرهنگ دیگروام گرفت؟

درارغنون شماره 15 مقالات "علم و عقلانیت و فاقد قدر مشترک بودن" ریچارد برنشتاین و

"عقلانیت" چارلز تایلورمی توانیم تا اندازه ایی پاسخ این سوالات را بیابیم.

برنشتاین درابتدای مقاله خود به آرای کوهن و لاکاتوش و ناقدان و شارحان آنها پرداخته .

کوهن معتقد است پذیرفتن پارادایمهای علمی ازطریق اجبار صورت نمی گیرد بلکه فردبا شنیدن ادله های علمی به پارادایمی مشرف می شود.در اینجا میتوان دو امرذهنی و داوری را ازهم متمایزکرد. امرذهنی یک امرشخصی است که احتیاجی به اثبات و ارائه ادله نداردوبه سلیقه فرد منوط است و لی در داوری هر امری ما باید یکسری دلایل عقلایی بکار بریم تا بتوانیم با استدلال فردی را قانع کنیم. و البته این استدلالها می تواند اثبات و تایید و یا رد شود. کوهن معتقد است فرهنگها نیز مانند نظریه های علمی قیاس پذیرند ولی برای این قیاس نیازمند معیارهایی هستیم. ولی نکته اصلی در این است که این ملاکها کدامند؟ بر چه اساسی می توان ملاکها را تعریف و معین کرد.؟ کوهن در اوایل کار خود بین پارادایمها قائل به فواصل و جداییهایی بود ولی در ادامه کاربرای مقایسه کردن پارادایمها به نفوذهایی اشاره می کند و پنج معیار دقت، انسجام، سادگی و مثمر ثمر بودن را برای مقایسه قدرمشترکات فرهنگها نام می برد که می توان گفت هرملاک به تنهایی غیر دقیق است. یکی از محورهای بحث برنشتاین این است که ما نهایتا یک معیار نهایی نداریم ولی عدم معیار نهایی به معنی قیاس ناپذیری نیست.

به نظر می رسد با توجه به شرایط پیشرفت جوامع می توان ژانرهایی از فرهنگ را با توجه به معیارهایی با هم مقایسه کرد و در صورت مناسب بودن یک عنصر فرهنگی آنرا به دیگر فرهنگها وام داد. مطلب مهمی که در مقاله به آن اشاره می شود استفاده از رهیافت هرمنوتیک و تاویل است. از طریق هرمنوتیک می توانیم هم دیگری را بفهمیم و هم به برداشتی از خود برسیم.

تایلور در مقاله عقلانیت خود در ابتدا به تعریف عقلایی بودن و غیر عقلایی بودن پرداخته.هر فرد باید هدف و وسایل رسیدن به هدف خود را بشناسد و بداند چه عواملی مانع رسیدن به اهدافش می شود. حال اگر پس از این شناخت به گونه ایی مخالف اهدافش عمل کند این فرد غیر عقلایی عمل کرده است. هر فرهنگی یکسری قواعد دارد که مردم آن فرهنگ به آن واقفند . اگر برای اعمال خود استدلالهایی آورند که ناقض این قوانین باشد به گونه غیر عقلانی عمل کرده اند. پس تا اینجا می توان گفت عقلانی و غیر عقلانی در هر فرهنگ متفاوت است.

ما تمایل داریم کسانی را که به شیوه ما عمل نمی کنند و استدلالهایشان با ما متفاوت است را غیر عقلانی بدانیم. اما نکته اصلی در این است که باید استدلالها و کنشهای آنها را با توجه به شرایط خودشان ببینیم و درک کنیم و بعد دست به مقایسه و داوری بزنیم. برخی از عناصر فرهنگی جنبه نمادین دارند و در هر فرهنگی به شیوه ایی نمایان می شود. برخی از کنشها نیز جنبه علمی دارند. این کنشها نوعا می توانند با یکدیگر بسیار متفاوت باشند ولی بی شباهت هم نیست. اگر برای تمام کنشها حکم نمادین صادر شود و بر همان اساس با دیگر کنشهای فرهنگ دیگر مقایسه شود مطمئنا برخی از کنشها بدوی و غیرعقلایی به حساب می آید.وحالت بر عکس آن نیز مصداق دارد. وینچ معتقد است فرهنگها به دلیل عناصر متفاوت قیاس ناپذیرند.

اما به نظر می رسد می توان عناصر نمادین فرهنگها را با هم و عناصر علمی آنها را نیز با هم مقایسه کرد و کاربرد آنها را نیز در شرایط هر جامعه در نظر گرفت.در واقع می توانیم بگوییم برای مقایسه فرهنگها نیاز به معیارهایی داریم که گاها متکثرند زیرا جوامع متفاوت مسائل را در قالب گفتارهای متفاوتی صورت بندی می کنند. ولی با توجه به شرایط ، بعضی از کنشها و قواعد مناسب تر به نظر می رسند و می توان آنها را جایگزین نوع قبلی کرد، پس بهتر و برترند.

نوشته شده توسط سمیه افشار در جمعه سی و یکم فروردین 1386 ساعت 21:7 | لینک ثابت |

 

 

آنتونی گیدنزو جهان رها شده دریک نگاه

 

آنتونی گیدنزیکی ازبرجسته ترین فیلسوفان اجتماعی معاصردرانگلستان است که تاثیر

اندیشه های جامع اوبرعلوم اجتماعی و جامعه شناسی انکارناپذیراست. اودرکتاب جهان رها شده که شامل مجموعه مقالاتی درباب تحولات جهانی است،تاثیرات روند یکپارچگی جهانی را بردموکراسی، سنت،ریسک ونهاد خانواده مورد تحلیل وبررسی قرارداده است.اومعتقد به پیچیده ترشدن و بروزتغییراتی درجهان کنونی است که عواملی ازقبیل اقتصاد، فرهنگ، سیاست وارتباطات دست به دست هم داده و به این پیچیدگی دامن می زنند.

تجارت اطلاعات،رشد تکنولوژی وارتباطات ورسانه های الکترونیکی باعث بروزتغییراتی  درروند سیاسی وفرهنگی بسیاری ازجوامع شده است که این روند تنها مربوط به کشورهای غربی و بالاخص آمریکایی نمی شود. این تغییرات حتی درعرصه های خصوصی نیزوارد شده وباعث شکل گیری تعاریف جدیدی ازنقشها دردرون جامعه وخانواده شده است. شاید رشد و بروزاین تغییرات درتمام جوامع یکسان نباشد ولی می توان به راحتی اذعان داشت که این تغییرات درتمام جهان روبه گسترش است. ریسک پذیرشدن جوامع وافراد دربرابروقایع ازجمله پیامدهای این تغییرات است. تا چندی پیش بشرتحت سیطره قدرت طبیعی قرارداشت و با پیش بینی وقایع دست به انتخابهایی می زد که گاها آن را انتخابهای عقلایی می نامید ولی امروزه بحث تاثیربشربرروی محیط زیست وعدم توانایی پیش بینی نتایج رفتارها وعکس العملها به میان می آید. خطرکردن ولذت بردن ازآن دربسیاری ازجوامع ریسک پذیرمشاهده می شود. رشد سریع تکنولوژی واقتصاد وارتباطات وتاثیرآنها درعرصه های مختلف به راحتی افراد را ازحالت سنتی به حالت ریسک پذیربودن درآورده است.

جامعه جدید دیگرحالت سنتی گذشته را ندارد واعتقاد به قضا وقدرجای خود را به تفکرو ساختن آینده داده است. سنت، آیینهای جمعی است که با تشریفات خاصی انجام می شود. با وجود سنت ما مقید به پاسخگویی دربرابراعمال ورفتاری که ازما سرمی زند نیستیم. اما پدیده پکپارچگی جهانی حتی درعرصه های کوچک مانند روابط خانوادگی نیزوارد شده وجامعه را ازحالت سنتی خارج کرده است. درواقع سنت وجود دارد ولی نه آنگونه که ما آن را می شناسیم. سنتهاتغییر کرده اند وازحالت تقابل با مدرنیته خارج شده اند. آییینهای شخصی، وسواس واجباروارد زندگی شده وبسیاری ازعملها وعکس العملهای ما زیرسایه وسواس و اجبارمعنا یافته است.

آنچه امروزدربحث سنت مطرح می شود بنیاد گرایی و توجه سنت به این مفهوم است. بنیاد گرایی به معنی عدم پذیرش تکامل آموزه ها و ایده ها است. درواقع عدم پذیرش نظرات و نقدهای دیگران، عدم تعادل قدرت درخانواده وجامعه و... بنیاد گرایی به حساب می آید. بحث بنیاد گرایی تنها درمذهب وجود ندارد بلکه درحوزه های دیگرازجمله خانواده نیزبه چشم

می خورد. درحقیقت خانواده ازتغییرات جهانی شدن مصون نمانده، تغییراتی که درنوع و اشکال خانواده بوجود آمده شاهدی براین مدعا است.

امروزه دونوع دیدگاه نسبت به خانواده وجود دارد. عده ایی طرفدارخانواده سنتی هستند وهنوز درپی احیای آداب و سنن گذشته خانواده سنتی تلاش می کنند، این نوع خانواده را تقدیس کرده و انواع دیگرآن را کنارمی گذارند. برخی دیگردرمقابل.این گروه قرارمی گیرند. انواع گوناگون خانواده، ازقبیل تک سرپرست، بی سرپرست و همجنس بازان را محصول جامعه جدید و تغییرات آن می دانند وبازگشت به حالت سنتی خانواده را امری غیرممکن قلمداد می کنند. به نظرآنها توزیع روابط قدرت درخانواده سنتی عادلانه نیست. درخانواده سنتی سلطه مرد برزن وکودک وحتی سیطره والدین برکوکان به وضوح به چشم می خورد.

با توجه به رشد آگاهی مردم و رواج دموکراسی درجوامع، زنان تصوردیگری ازتکالیف و وظایف خود دارند. آنان خواستاراستقلال هویتی می باشند. کودکان نیزدرجامعه امروزدارای حق وحقوقی می باشند که می توانند به طورقانونی- درصورت لزوم- ازآن علیه والدین خود استفاده کنند. این مسئله به خصوص درجوامع غربی بسیاررواج یافته است.

به عقیده گیدنزبا توجه به روند روبه رشد تکنولوژی ورسانه وارتباطات امکان بازگشت به خانواده سنتی مقدورنیست، هرچند که نوع خانواده سنتی درجامعه امروزدیگرکاربرد ندارد. آگاهی ازحق وحقوق وهویت فردی مانع بزرگی برای پذیرش روابط ناعادلانه قدرت وسلطه مردانه درخانواده به شمارمی رود.

جهانی شدن برسیا ست گذاریها ونوع حکومتها نیزتاثیرات مستقیم وغیرمستقیم داشته است. با بالارفتن میزان اطلاعات و رشد تکنولوژی درجامعه مردم مایلند شاهد حکومت سیاسی  دموکراسی درجامعه خود باشند ودولتها نیزبرای بدست آوردن مشروعیت بیشترازاین

علاقه مندی استفاده می کنند. البته دراین میان کم نیستند کشورهایی که دموکراسی درآن مستقر شده ودموکراتیزاسیون به مرحله تثبیت رسیده است ولی ازاین نوع روند روبه گسترش دموکراسی ناراضی هستند. درحقیقت میزان اطلاعات وآگاهی های مردم روزبه روزافزایش

می یابد و نمی توان ازمیزان دسترسی به حجم بالای اطلاعات جلوگیری کرد. این روند باعث آگاهی یافتن مردم ازنوع سیاست گذاریها ورفتاررهبران سیاسی جامعه می شود. درنتیجه سهل انگاری درانجام وظایف، کم کاری ویا دخل وتصرف غیرقانونی درمنابع طبیعی وغیرطبیعی کشورسریعا برملا می شود و این خود عامل مهمی درجهت نامشروع شدن سیاستهای دولت حاکمه است. بسیاری ازسردمداران ورهبران سیاسی کشورهایی که به شیوه دموکراسی حکومت می کنند ازاین جریان ناراضی بوده و خواستارمحدود کردن سرعت ارتباطات و انتقال اطلاعات هستند. به عقیده گیدنزمی توان با تشکیل هیاتی متشکل ازنمایندگان تمام کشورها و پیوستن به بدنه دوم سازمان ملل براین مشکل فائق آمد.

گیدنزدراین گفتاربا طرح مطالبی پیرامون جهانی شدن واثرات آن برقسمتهای مختلف وروابط متفاوت جامعه سعی دراثبات وقوع وگسترش این پدیده درجهان امروزدارد. درواقع این مجموعه مقالات که درکتابی با عنوان "جهان رها شده" گرد آمده است توضیح و تفسیری برنتایج حاصل ازیکپارچگی جهانی است وگیدنزبا ارائه دلایل سعی دارد حقانیت این پدیده را اثبات کند.

 

نوشته شده توسط سمیه افشار در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 ساعت 13:32 | لینک ثابت |

پناه  

ایستاده بود.

سراپایش می لرزید.

 به کجا می توانست فرار کند تا از دست او درامان باشد.

به هرطرف می نگریست هیچ راهی نمی یافت.

 تمام راهها به او ختم می شد.

نگاهی به آسمان کرد و خندید.

گفت ازدست تو به خودت پناه می آورم. تنها اینگونه است که در امانم.

حالا دیگر می توانست با خیال راحت به نماز بایستد.

روزنامه همشهری۱۵ فروردین ۱۳۸۶

نوشته شده توسط سمیه افشار در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 ساعت 12:50 | لینک ثابت |

آینده مطالعات فرهنگی

 

رویکردی که مکتب فرانکفورت، مطالعات فرهنگی بریتانیا و نظریه فرانسوی پست‌مدرن در آن سهیم‌اند، رویکرد‌های میان‌رشته‌ای به جامعه و فرهنگ مرزهای بین ‌رشته‌های مختلف دانشگاهی را درمی نوردد. از منظر مطالعات فرهنگی چنین رویکرد‌هایی نشان می‌دهد که نباید در مرز یک متن متوقف شد، بلکه باید دید که چگونه این متن در نظام‌های تولید متنی قرار می‌گیرد و چگونه متون مختلف بدین ترتیب بخشی از نظام ژانر‌ها یا انواع تولید هستند و ساختی میان متنی دارند و نیز گفتمان‌هایی را در یک مقطع اجتماعی ـ تاریخی خاص بیان می‌کنند.

از دهه 1980 تا امروز الگوهای مطالعات فرهنگی محدوده نظریه‌ها، مناطق و محصولات مورد استفاده خود را گسترش دادند، و تنوعی غنی از سنت‌ها را که عمیقاً تحت تأثیر مارکسیسم فرهنگی بودند ارائه دادند و سپس شکل‌های متنوع و وسیعی به خود گرفتند. مطالعات فرهنگی انتقادی تأکیدکرد که سیاست بازنمایی باید طبقه، نژاد، جنسیت و سکسوالیته را نیز به‌کار گیرد و کاستی‌های شکل‌های نخستین مارکسیسم فرهنگی را تصحیح کند. در نتیجه، پروژه مطالعات فرهنگی بسیار گسترده تر از آن است که در برخی از برنامه‌های درسی معاصر که مطالعات فرهنگی را تنها با مکتب بیرمنگام یکسان می‌گیرد تدریس می‌شود مکتب‌ها و الگو‌های بسیاری از مطالعات فرهنگی وجود دارد، از مدل‌های نئومارکسیستی بسط یافته توسط لوکاچ، گرامشی، بلوخ و مکتب فرانکفورت در دهه 1930گرفته تا مطالعات فمينيستي و روانكاوانه و ديدگاه‌هاي پساساختاري و نشانه‌شناختي  فرهنگی که مقدم بر مکتب بیرمنگام است. فرانسه، آلمان و دیگر کشور‌های اروپایی نیز مکتب‌هایی غنی ارائه کرده‌اند که منابع مهمی برای مطالعات فرهنگی در سراسر جهان می باشد.مکتب‌های مهم مطالعات فرهنگی در بهترین نمونه‌هایشان - نظریه اجتماعی، نقد فرهنگی، تاريخ، تحلیل فلسفی و مداخله‌های خاص سیاسی را ترکیب می‌کنند و بدین طریق بر تخصص‌گرایی قراردادی توسط تقسیم کار مصنوعی دانشگاهی، بر تقسیم کار استاندارد دانشگاهی غلبه می‌کنند.

در حاليکه مکتب فرانکفورت شرايط فرهنگی مرحله سرمايه داری انحصاری دولتی و يا فورديسم را که با رژيم توليد انبوه و مصرف انبوه همراه است، بيان می کرد،  مطالعات فرهنگی بريتانيا در دهه 60 پديدار شد.اشکالی از فرهنگ که مرحله اوليه مطالعات فرهنگی بريتانيا در دهه 50 و ابتدای دهه 60  به آن پرداخته اند، شرايط دورانی را بيان می کرد که هنوز تنش قابل ملاحظه ای بين فرهنگ قديمی طبقه کارگر و فرهنگ توليد انبوه شده ای که نمونه بارز آن محصولات صنايع فرهنگی آمريکا بود، در انگلستان و بسياری از کشورهای اروپايی وجود داشت. پروژه اوليه مطالعات فرهنگی که توسط ريچارد هوگارت، ريموند ويليامز و تامپسون توسعه يافت، تلاش داشت فرهنگ طبقه کارگر را درمقابل يورش فرهنگ توده ای توليد شده توسط صنايع فرهنگی حفظ کند. پژوهش های تامپسون در مورد تاريخ نهادها و مبارزات طبقه کارگر بريتانيا و دفاع هوگارت و ويليامز از فرهنگ طبقه کارگر و حمله آنها به فرهنگ توده ای، بخشی از پروژه سوسياليستی و کارگری بود که فرض می کرد طبقه کارگر صنعتی نيروی مترقی اجتماعی است که می تواند به منظور پيکار عليه نابرابری های جوامع سرمايه داری موجود و برقراری جوامع برابر تر سوسياليستی بسيج و سازماندهی شوند.

دوره کلاسيک مطالعات فرهنگی بريتانيا از اواخر دهه 70 تا اوايل دهه 80 با تطبيق رويکردهای مارکسيستی بويژه رويکردهای متأثر از آلتوسر و گرامشی با مطالعه فرهنگ ادامه يافت. از کارهای انجام شده توسط گروه بيرمنگام  مشخص کردن  مواضع و مکتب فرانکفورت در باب نظريه اجتماعی و متدولوژی انجام مطالعات فرهنگی تا چشم اندازها و استراتژی های سياسی است مطالعات فرهنگی بريتانيا مانند مکتب فرانکفورت نتيجه گرفت که فرهنگ توده ای نقش مهمی را در ادغام طبقه کارگر در جوامع سرمايه داری موجود بازی می کند و اينکه فرهنگ رسانه ای و مصرفی، شيوه نوينی از هژمونی سرمايه داری شکل می دهد. علاوه بر آن از خلال مطالعه خرده فرهنگ جوانان نشان داد که چگونه فرهنگ اشکال متمايز هويت و عضويت گروهی را شکل می دهد و همچنين به ارزيابی پتانسيل اعتراضی خرده فرهنگ های متعدد جوانان پرداخت.

مطالعات فرهنگی توجه خود را به اين نکته متمرکز کرد که چگونه گروه های خرده فرهنگی در برابراشکال مسلط فرهنگ و هويت مقاومت می کنند و سبک و هويت خود را می سازند.

در چند سال اخير مطالعات فرهنگی تغييراتی کرده و عناوين جديدی در آن مطرح شده‌است. يکی از اين موارد علم است. با توجه به ادغام روزافزون علم و فرهنگ، تأکيد بر تفکيک ميان اين دو، با توجه به ممنوعيت اظهار نظر غير دانش‌مندان در حوزه‌ علم، موجب ضايع شدن حقوق کسانی می‌شود که زندگی‌شان متأثر از مداخلات علمی و تکنولوژيک است .

احتمالا عميق‌ترين تغيير موضوع در مطالعات فرهنگی تمرکز آن بر «جريان» فرهنگی بوده است. ابژه‌های مطالعات فرهنگی روزبه‌روز بيش‌تر خود را از محدوديت زمان و مکان رها می‌کنند و روزبه‌روز مرزهای ملی را در می‌نوردند. اين موضوع، با مفهوم «جهانی شدن» ارتباط نزديک دارد. جهانی شدن جهان را هم متحد کرده هم در عين حال تفکيک می‌کند. مسأله‌ی تخمين عواقب جهانی شدن به مقوله‌ مرکزی مطالعات فرهنگی بدل شده است. عقيده بر آن است که نمی‌توان به ساد‌گی گفت که جهانی شدن تفاوت‌های فرهنگی را کاهش می‌دهد، چرا که جهانی شدن تمامی فرهنگ‌ها و گروه‌ها را به يکديگر متصل می‌کند، آن هم در فرآيندی که موجب ايجاد قطعات و آميزه‌های نو، موقعيت‌ها و بازارهای محلی نو می‌شود و مجال‌های تازه برای بيان خويشتن پديد می‌آورد.

 

منابع:

مطالعات فرهنگی. سایمون دورینگ 

منتقدان فرهنگ. لزلی جانسون

فصل نامه اقتصاد سیاسی شماره ۱۰

مجله فروغ سال چهارم.آبان 1384 .مقاله رضا کلاهی د رحیطه مطالعات فرهنگی

 

 

نوشته شده توسط سمیه افشار در شنبه یازدهم فروردین 1386 ساعت 6:0 | لینک ثابت |

  

مطالعات فرهنگی تا چه حد انتقادی است؟

 

مطالعات فرهنگی می‌تواند بخشی از تربیت رسانه انتقادی بشود که افراد را قادر می‌کند در برابر فریب رسانه‌ها مقاومت و آزادی و فردیت خود را افزایش دهند. مطالعات فرهنگی می‌تواند به مردم برای به دست گرفتن حق حاکمیت بر فرهنگ خود و توانمند شدن در پیکار برای فرهنگ‌های بدیل و دگرگونی‌های سیاسی نیرو دهد. بنابراین مطالعات فرهنگی یک مد دیگر زودگذر دانشگاهی نیست بلکه می‌تواند بخشی از پیکار برای جامعه‌ای بهتر و زندگی بهتر باشد.به عبارت دیگر این رشته به طور خنثی به ادامه مباحث در مورد آثار معتبر، ارزش فرهنگی، چند فرهنگ گرایی، اندیشه در باب هویت و ... نمی پردازد ، بلکه بیشتر به تولید دانش از نظرگاههای فراموش شده و زیر دست فرهنگ عمومی و گوش سپردن به آوا های دور دست یا حاشیه ایی علاقه مند است.در اصل به بررسی موقعیتهای فرادست و فرو دست و موقعیتهای این دو از نظر اقتصادی، اجتماعی. فرهنگی و.... پرداخته و سعی دارد با به رسمیت شناختن حق و حقوق تمام افراد تلاشی صورت دهد تا همه به میزانی حتی اندک از حقوقی برخوردار شوند.

به طور خاص‌تر، مطالعات فرهنگی مطالعه‌ی زنده‌گی و فرهنگ «مردم عادی»‌ست. در مطالعات فرهنگی، فرهنگ علامت اختصاری «فرهنگ والا» که در طول زمان و مکان واجد ارزش‌های ثابتی باشد، نيست. در همين چارچوب است که مطالعات فرهنگی نيرويش را صرف مباحثه با «فرا گفتارها» می‌کند و نمی‌خواهد صدا و حالت نظريه‌پردازی دانش‌گاهی را به خود بگيرد، صدايی که ديگر صداهای غالبا آهسته را در خود خفه می‌کند. به همين دليل، اين رشته ميل به گذشتن از خط گفتارهای نظری دارد.  به اين ترتيب، مفهوم «عامه» و «مردم‌پسند» يکی از مقولات مهم مورد توجه مطالعات فرهنگیتلقی می شود.در مطالعات فرهنگی مفهوم «امر عامه پسند» ارتباطی ميان توليدکننده‌گان و مخاطبان ايجاد می‌کند. صنعت فرهنگ تلاش می‌کند همان چيزی را توليد کند که عموم می‌خواهند، اما اين صنعت در همان حال، با داد و ستد توليدات‌اش، ميلی عمومی نيز توليد می‌کند. گويی اين توليدات از قبل و هميشه عامه‌پسند بوده‌اند.مطالعات فرهنگی می خواسته بر خلاف دانش اجتماعی رسمی و احتمالاً در خدمت وضع موجود، دانشی انتقادی باشد كه از قضا، صدای فرودستان اجتماعی را نمايندگی كند. از اين حيث، انجام مطالعات فرهنگی نوعی تهييج انتقادات و ايجاد تغييرات بنيادی دربرنامه های رسمی نهادهای حاكم در جامعه است.

  

منابع:

مطالعات فرهنگی. سایمون دورینگ

فصلنامه اقتصاد سياسي، شماره 1۰

مجله فروغ سال چهارم.آبان 1384 .مقاله رضا کلاهی د رحیطه مطالعات فرهنگی

وبلاگ قدرت فرهنگ و زندگی روزمره. محمد رضایی

نوشته شده توسط سمیه افشار در شنبه یازدهم فروردین 1386 ساعت 3:59 | لینک ثابت |
 

پست مدرنیسم و مطالعات فرهنگی

 

به طور خلاصه تحلیلهای پست مدرن در باره فرهنگ مدرن از لحاظ فکری و فلسفی در پسا ساختار گرایی ریشه داشته است. از دیدگاه پست مدرنیسم رسانه و فرهنگ شکل دهنده همه اشکال روابط و کردارهای اجتماعی هستند.

مدرنیستها عقیده داشتند گفتمان، فرهنگ، زبان و رسانه بازتاب واقعیتهای بیرونی هستند، اما به اعتقاد پست مدرنیسم گفتمان، فرهنگ، زبان که در عصر جدید در رسانه بازتاب می شوند تعریف کننده و سازنده واقعیت هستند. در واقع هیچ فرا گفتمانی وجود ندارد و واقعیت ذاتی از بین رفته و جهان بوسیله همین گفتمانها که از طریق رسانه ها بازتاب میشود هویتها را شکل می دهد. بر همین اساس نیز صحبت از فرهنگ والا و فرهنگ توده کنار می رود. بودریار از جمله افرادی است که به بحث نظریه فرهنگی پست مدرن پرداخته است. به نظر او فرهنگ پست مدرن اشاره به تولید انبوه آثار فرهنگی و هنری در عصر تولید مکانیکی دارد. بعد اجتماعی خصیصه رسانه فنی به قدرت ذخیره سازی مربوط می شود. رسانه فنی امکان باز ساخت آثار هنری و فرهنگی را محیا کرده در نتیجه نسخه اصلی و والا بودن فرهنگ و هنر از میان رفته است. به نظر فردریک جیمسون( نگاه کنید به کتاب منطق فرهنگی سرمایه داری متاخر)  نیز درعصر پست مدرنیسم تمایز فرهنگ توده ایی و فرهنگ کلاسیک به مدد جایگزینی سبک زندگی رخت بر بسته است و در حقیقت هنر به یک تولید کالایی مبدل شده که به راحتی در اختیار همگان قرار می گیرد. امروزه رسانه ها باز نمایاننده زندگی روز مره هستند و زندگی روز مره را به شکلی که خود می خواهند مجدد شکل می دهند. درعصر پست مدرنیسم تمییز واقعیت ازغیر واقعیت ممکن نیست زیرا آنچه که به تصویر در می آید واقعی تلقی می شود فارغ از آنکه بوده یا نبوده .نتیجه نهایی آنکه تصور یا شبیه سازی تنها واقعی است که مباحث و افکار حول آن سازمان می یابند.تصاویری که رسانه های گروهی بازنمایی می کنند انسانی که در عصر پست مدرنیسم زندگی می کند را بر آن می دارد تا به راحتی این ایماژها را بپذیرد.

تأکید در مطالعات فرهنگی پست‌مدرن، مسلماً تجربیات و پدیده‌ها را در شیوۀ نوین سازماندهی اجتماعی بیان می‌کنند..شکل‌هایی از فرهنگ و هویت پیوندی که مطالعات فرهنگی پست‌مدرن آنها را توصیف می‌کند، منطبق با یک سرمایه‌داری جهانی شده همراه با جریان شدیدی از محصولات، فرهنگ مردم و هویت‌ها با ترکیبی نوین از امر محلی و جهانی و نیز اشکال نوین مقاومت و مبارزه است.در همین عصر است که مطالعات فرهنگی با این تصاویر که سعی دارند واقعیتها را به نفع صاحبان قدرت باز نمایی کنند به مبارزه  بر می خیزد. مطالعات فرهنگی به صدای خاموش گروهی می پردازد که در این جهان پست مدرن بنا بر ذائقه خود( به تعریف بوردیو) مایلند سبک خود را با منافع خاص خود پی گیرند ولی به دلیل ضعف در بیان خواسته ها از دیگران مدد می خواهند .در نتیجه  اشکال جدید مطالعات فرهنگی که سنت‌هایی را از سراسر جهان با یکدیگر می‌آمیزد ساختار یک فرهنگ جهانی پیوندی و در حال گسترش را بازسازی می‌کند، و اشکال متنوع تری از مطالعات فرهنگی را همراه با تکثیر مقالات، کتب، کنفرانس‌ها و پایگاه‌ها و مباحث اینترنتی در سراسر جهان تولید می‌کنند. مطالعات فرهنگی با پنداری میان رشته‌ای که از نظریه اجتماعی، اقتصاد، سیاست، تاریخ، مطالعات ارتباطات، نظریه فرهنگی و ادبی، فلسفه و دیگر گفتمان‌های نظری کمک می‌گیرد، عمل کرده و در برابرفریب رسانه ها پایداری می کند.

منابع:

مطالعات فرهنگی. سایمون دورینگ

نظریه های فرهنگ در قرن بیستم .حسین بشیریه

فصلنامه اقتصاد سیاسی شماره ۱۰

 

 

نوشته شده توسط سمیه افشار در شنبه یازدهم فروردین 1386 ساعت 3:52 | لینک ثابت |

 

پایان امتحان زندگی

 

هنوز هم داشت به سوالها پاسخ می داد. برخی سوالها بدون جواب مانده بودند و به بعضی اشتباه پاسخ داده بود. امتحان سختی بود می خواست جوابهای غلط را پاک کند که وقت امتحان تمام شد.دیر به فکر پاک کردن و جبران افتاده بود.

چون او دیگر مرده بود.

 

روزنامه همشهری۲۴ اسفند ۱۳۸۵

نوشته شده توسط سمیه افشار در جمعه دهم فروردین 1386 ساعت 4:46 | لینک ثابت |

نگاهی به خانواده درایران

 

 

 

 

 

هرچند امروزه درنتیجهٔ نفوذ پدیده جهانی شدن درتمام سطوح روابط وجامعه، نگاه وتصویری که زنان ازخود ساخته اند باعث تغییرموقعیت مردان شده است اما درجامعه ایران هنوز بسیاری اززنان چه درشهرهای بزرگ وچه درروستاها خود را زن خانه دار، آرام ومطیع شوهرمی دانند و ازاین نوع نگاه به خود وزندگی بسیارخرسندند.

آمیزه ایی ازسنت ومذهب به مدد هم دراین تصویرسازی وایجاد حالت افراط و تفریطی- که باعث دامن زدن به موقعیت وسطح نازل زنان درجامعه می شود- ایفای نقش می کنند. خود زنان ومادران نیزبا تربیت نادرست دختران و پسران- که مادران وپدران آینده اند - به ثبات این وضعیت کمک می کنند.

شاید با توسعه ارتباطات و وسایل ارتباطی و بالارفتن سطح دانش، نگاه زنان تغییرکرده باشد ولی این نگاه آنها راازدرون متحول نکرده است. چرا که هنوزدرتربیت فرزندان خود سنت رایج را به کارگرفته وپسرانی را تحویل جامعه می دهند که ازهمسرخود انتظاراطاعت

بی چون وچرا دارد ودرمقابل دخترانی را به ثمرمی رسانند که می توانند مستقل بیندیشند وعمل کنند. این تضاد درسراسرزندگی آنها درجریان است. مادرامروزآرزوهای گذشته خود را دردخترش جستجومی کند و قابلیت رشد و اندیشیدن را دراو می پروراند ودرمقابل همچنان حس مرد سالاری وقدرت مردانه درخانه را تقدیرکرده وپسرخود را برای پذیرش این مسئولیت آماده می کند. دراصل وجود یک رابطه احترام آمیزتوام با مساوت و برابری درخانواده، نوعی عدم تسلط و مدیریت مردانه به شمارمی رود. هرچند مادران استقلال هویتی دخترانشان را ستایش می کنند اما ازعروس خود انتظاراین حس استقلال را ندارند. علاوه برآن جامعه نیزدرایجاد و تقویت این نقش عامل بسیارمهمی است. نوع سیاست گذاریها، قانون، برنامه هایصدا و سیما و انواع گوناگون محصولات فرهنگی خواه ناخواهبه رشد این 

تضاد کمک می کند. خانواده سنتی ایران نه توانسته با نفوذ مدرنیته ونوع جدید خانواده درجامعه مقابله کند و نه توانسته خود را با این تغییرات هماهنگ سازد. امروزمخلوطی ازخانواده سنتی و مدرن به معنای طلب دموکراسی نقشی و احساسی درجامعه مشاهده می شود

که نتایج حاصله با یک نوع کاملا سنتی و یا کاملا جدید متفاوت است و حتی میزان صدمه ایی که بربافت جامعه وارد می سازد نیزبیشتر است.

 

نوشته شده توسط سمیه افشار در جمعه دهم فروردین 1386 ساعت 4:15 | لینک ثابت |

چندی پیش شروع به نوشتن داستانهای کوتاه کردم و پس از مشورت با تنی چند از اعضای اهل قلم بر آن شدم که این داستانکها را برای روزنامه همشهری بفرستم. روزگاری بیش نگذشته بود که به طور اتفاقی داستانک خود را در روزنامه همشهری چاپ شده یافتم . این داستانک و باقی آن که در ادامه می آید ازجمله آنها است. 

 

حرف بد

 

 

 

وقت شام بود. کنارهم نشسته بودند.

پسر گفت : اَه لعنتی ریخت.

مادر به آرامی گفت پسرم لعنتی حرف خوبی نیست دیگرآن را  تکرار نکن. همین وقت دزد فیلم فریاد زد لعنتی! کجا می روی ؟ .

 نگاه زیر چشمی پسر برقی زد. که ناگاه پلیس فیلم با فریاد بلند تر گفت : لعنتی ها ازدستمان دررفتند. پسر سرش را بالا آورد و خندید . رییس پلیس گفت لعنتی می گیرمت .!!!!!

روزنامه همشهری. ۱۳ اسفند ۱۳۸۵

 

نوشته شده توسط سمیه افشار در دوشنبه ششم فروردین 1386 ساعت 14:51 | لینک ثابت |
 
business article