تبليغاتX
جهان سرگشته - مرگ رستم

رستم کجایی که پدر و مادرت از ناتوانی تو در اضطراب و تشویشند و برادران و همکیشانت به سبب نافرمانی از فرمان تو سربلند.

رستم با قلم توانای فردوسی جان گرفت و ما در عصر ارتباطات با فخر و مباهات او را به خوان هشتم فرستادیم . و لی نه آن خوانی که اخوان ثالث با روایت پر شور و التهابش مرگ او را توسط آن ناجوانمرد برادر (یا همان شغاد )به تصویر کشید.

ما در عین ناباوری در عصر گفت و گوی تمدنها و مباهات به جاه و جلال ایرانی به دست خویش رستم را به قتلگاه خواندیم و نه به دست برادر بلکه با دستان توانای ایرانیان هنرمند در صدا و سیما به قتل رساندیم. اسطوره جوانمردی و مروت و شجاعت ایران باستان در چهل سرباز ساخت خود ایرانیان  شکسته شد و به زنجیر ترس و نامردی در آمد. پدرش خوار و ذلیل گشت و گرز گاو سرش مورد تمسخر و کلاه خودش یاد آور ایرانیان فیلم ۳۰۰ .

همان به که فردوسی نامدار ایستاده بر فراز تکه سنگی شاهنامه را در بغل گیرد و به دور از هیاهوی ایرانیان به دوردستهای خیابان انقلاب بنگرد و همچنان میدان فردوسی بنامندش . زیرا اگر زنده بود .....

 

نوشته شده توسط سمیه افشار در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 ساعت 0:57 | لینک ثابت |
 
business article